۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

یاشیکا 135


بعد از کلی دوندگی و نامه نگاری اداری و فراخون و بهمان و بیسار بالاخره همایش کوفتی رو در سطح تیم ملی!! و با حضور معاون وزیر و وکیل ومدیر و دبیر ( باورتون میشه! اگه به طور اتفاقی این اسما یه جایی توی این کشور اسم خاص باشن و از قضا همه شون برادر باشن!!؟...باورتون بشه!) و نمایندگان استانها و... برگزار کردیم و طبق معمول از روابط عمومی سازمان برای فرستادن عکاس و خبرنگار هم دعوت کردیم....... و چلیک و چلیک، نور، صدا، دوربین و یک دو سه و... الی آخر…...
یکی دو روزبعد یکی از خدماتیای سازمان یه بسته اورد داد دستم و گفت: روابط عمومی فرستاده گفتن عکسای سمیناره!
پاکت رو که لمس کردم،حس کردم توش بجای سی دی دوتا قلمبگی مشکوکه داره. با خودم گفتم به! چه دست و دلباز، حتما فایلها رو ریختن توی یه فلش مموری اهدایی و برام فرستادن...... با ذوق بازد کردم در پاکت رو .... قلمبه گی ها دو تا فیلم یاشیکا 135 مدل عهد تیرو کمون بود........ اینجا تهران است مهرماه 1388!!!!
...... خسته نباشم با این همایش در سطح تیم ملی برگزار کردنم!!!!
آهای آقای مدیرکل پر ادعا که همش میگی روابط عمومی مون توی سطح کشور اول شد و دوم شد..... توی دهات ما به فاصله خداکیلومتر از این تهرون لامصب الان دوربین کمتر از 8 مگاپیکسل و موبایل با دوربین کمتر از 3 مگا پیکسل دیگه دست نمی گیرن بخدا...... آخه این چه وضعیه؟!!! .... ها؟

۱ نظر:

فاخته گفت...

منزل نو مبارک . ولی شما که ماندنی نیستید .